أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

346

قانون ( فارسى )

چيزهايى كه سبب فاسد شدن روان زندگى در اندام مىشوند از قرار زيرند : 1 - داروها و غذاهاى سمى گرم‌مزاج يا سردمزاج كه گوهر آنها دشمن سرسخت گوهر روان زندگى است . 2 - ورم ، جوش ، قرحهء در گوهر پليد و واگير و انتشار يافته . 3 - ممكن است اشتباه در معالجهء ورم و غيره اين حالت را سبب شود . مثلا اشتباها در قرحه‌هاى ژرفارو روغن بريزند و گوشت متعفن شود . 4 - وارد شدن شديد سردى بر ورم گرم كه مزاج اندام را به تباهى مىكشاند . چيزهايى كه مانع بين راه روان زندگى تا رسيدن به اندام مىشوند از اين قرارند : 1 - راه‌بندان ، كه اين نوع راه‌بندان چند صورت دارد : الف - يا روىآورى بىسابقه است مثلا ته اندامى را به شدت بسته‌اند و روان زندگى نمىتواند از آن نفوذ كند و در نتيجه اندام از روان بىنصيب مىشود . يا نيروى تابش و تابنده از روان زندگى - كه در اندام است و از راه نفس در قلب انتشار مىيابد - بندآمده است و مزاج اندام فاسد گشته و اندام از هستى ساقط شده است . ب - ممكن است سبب بندآمدگى روان زندگى و نرسيدن آن به اندام ورم باشد ، ورم گرم و پابرجا و بزرگ و داراى مادهء بدجنس غليظ و پرمايه است . گدار و مدخل نفس روانى - كه براى ادامهء زندگى اندام لازم است - بسته مىشود و روانى كه در اندام است نيز حبس مىگردد و در نتيجه مزاج اندام فاسد مىشود . اگر اين حالت در مرحلهء نخستين وارد شدنش بر اندامى باشد و اندام مبتلا اگر از اندامان حساس باشد و هنوز نيروى احساسيش از كار نيفتاده باشد ، آن را غانغرانا ( گانگران ) نامند ؛ بويژه وقتى اين نام را سزاوار است كه ورم در ابتداى كار فلغمونى باشد . اگر سبب - كه ورم است - در حدى استحكام يابد كه اندام حساس را از حساسيت بيندازد به طورى كه گوشت اندام و نزديكيهاى اندام و حتى استخوان را فاسد گرداند ، اين فساد گوشت و استخوان اگر در ابتداى كار باشد يا پس از مدتى بعد از برآمدن ورم رخ دهد ، آن را سفاقلوس ( سفاكلوس ، سپاكلوس ) نامند . در بعضى حالات گانگران به سفاكلوس تبديل مىشود و بلكه مىتوان گفت كه گانگران راهى به سوى سفاقلوس است . اين حالات گانگرانى و سپاكلوسى ممكن است در گوشت پيدا شوند و ممكن است استخوان و غيره را دربرگيرند . همچنين اين حالات هرگاه انتشار يافتند و اندام را فاسد كردند و پيرامونهاى فاسد شده هم ورم كردند و ورم نيز به نوبهء خود به فساد خاتمه يافت ، اين حالت روىآور را عموما خوره گويند و جزء متعفن شدهء اندام را مرده خوانند . بدان ! اگر مادهء ورم بسيار غليظ و پرمايه نبود ، بسيار دوام نمىيافت و بيرون داده مىشد .